تا امروز، وقتی از تاریخ کتاب و کتابداری در تمدن اسلامی سخن میگفتم، ذهنم بیشتر به سمت کتابداران، کاتبان، صحافان و عالمان میرفت. اما اخیراً با مفهوم جالبی آشنا شدم: «طبقه وراقان»؛ گروهی که شاید بتوان آنها را یکی از حلقههای فراموششده اما بسیار مهم در زنجیره حیات کتاب دانست.
چند روز پیش، در نشست رونمایی از کتاب مشاهیر کتاب ۲: ابوالفضل عربزاده، استاد محمد اسفندیاری در سخنرانی خود تعبیری قابل تأمل را به کار بردند: «تَعَرُّبُ بَعدَ الْهِجرَة».
در مقدمه کتاب «مشاهیر کتاب ۲: ابوالفضل عربزاده»، مجید جلیسه واژه «کتابنده» را در وصف اهالی کتاب به کارگرفته است که برای من بسیار جالب بود.
دیروز در جلسه رونمایی از کتاب «مشاهیر کتاب ۲: ابوالفضل عربزاده» شرکت کردم. کتابی که به زندگی، اندیشهها و فعالیتهای فرهنگی و کتابداری استاد ابوالفضل عربزاده میپردازد؛ یکی از چهرههای شناختهشده کتابداری حوزوی ایران که در شکلگیری و توسعه چندین کتابخانه مهم در قم نقش داشته است.
بسیاری از سازمانها بهجای حل مسئله اصلی خود، به سراغ ایدهها و کارکردهای جانبی میروند. در این یادداشت، با تمرکز بر تجربه کتابخانههای عمومی، درباره اهمیت شناخت «کار اصلی» و پرهیز از غفلت از مأموریت اصلی سازمان نوشتهام.
مجموعه برنامه تلویزیونی «دژنبشت» با موضوع نقش کتاب، کتابخانه و خواندن در روزهای جنگ و بحران، به همت انجمن کتابداری و اطلاعرسانی استان قم در حال تولید است؛ برنامهای که تلاش میکند از زاویهای کمتر دیدهشده به تجربه جنگ نگاه کند و جایگاه کتاب و کتابخانه را در حفظ امید، تابآوری، حافظه فرهنگی و پیوندهای اجتماعی بررسی کند.
یکی از اشتباههایی که گاهی در کتابخانهها مرتکب میشویم این است که تصور میکنیم معرفی کتابخانه فقط با بودجههای تبلیغاتی امکانپذیر است؛ در حالی که بسیاری از مؤثرترین تبلیغات، حتی یک ریال هم هزینه ندارند.
تقریباً هر ترم، دانشجویی را میبینم که با ناامیدی میگوید: «استاد، کار نیست… آینده رشتهمون معلوم نیست…»
اوریانا فالاچی، روزنامهنگار برجسته ایتالیایی، کتاب «زندگی، جنگ و دیگر هیچ» را در پاسخ به پرسش خواهر کوچکش نوشت که از او پرسیده بود: «زندگی یعنی چه؟» او پس از تجربه جنگ ویتنام، پاسخش را چنین یافت: «زندگی یعنی اینکه به چیزی ایمان داشته باشی و به خاطرش بجنگی.»
بعد از مدتها، خواندن جلد سوم را ادامه دادم و اولین بخش که خواندم، خطبه ۷۰ نهج البلاغه است.
