دیروز در جلسه رونمایی از کتاب «مشاهیر کتاب ۲: ابوالفضل عرب‌زاده» شرکت کردم. کتابی که به زندگی، اندیشه‌ها و فعالیت‌های فرهنگی و کتابداری استاد ابوالفضل عرب‌زاده می‌پردازد؛ یکی از چهره‌های شناخته‌شده کتابداری حوزوی ایران که در شکل‌گیری و توسعه چندین کتابخانه مهم در قم نقش داشته است.

راستش را بخواهید، نتوانستم برای خواندن کتاب صبر کنم و یک روز بعد از مراسم رونمایی، خواندنش را تمام کردم.

شاید برای کسی که با کتابداری و تاریخ کتابخانه‌های قم آشنا نیست، زندگی‌نامه یک کتابدار چندان موضوع هیجان‌انگیزی به نظر نرسد. اما برای من، این کتاب چیزی فراتر از یک زندگی‌نامه بود. کتاب کمک کرد بفهمم چرا نام ابوالفضل عرب‌زاده را سال‌ها در مراسم تقدیر، بزرگداشت‌ها و برنامه‌های مرتبط با کتابداری می‌شنیدم و چرا از او به عنوان یکی از چهره‌های اثرگذار کتابداری ایران یاد می‌شود.

پیش از خواندن کتاب، نامش را می‌شناختم؛ اما دلیل این همه احترام و تقدیر را نه به‌صورت دقیق. حالا بعد از خواندن کتاب، تصویر بسیار روشن‌تری از این شخصیت دارم.

این کتاب فقط یک زندگی‌نامه نیست

در معرفی پشت جلد کتاب آمده است که اثر حاضر به زندگی، اندیشه‌ها و خدمات فرهنگی استاد ابوالفضل عرب‌زاده می‌پردازد و تصویری از نقش او در توسعه کتابخانه‌های علمی و دینی معاصر ارائه می‌کند. اما به نظرم اهمیت واقعی کتاب را باید کمی فراتر از این توضیح دید.

این کتاب در واقع بخشی از تاریخ کتابداری قم را روایت می‌کند. بخش مهمی از داستان کتاب، درباره کتابخانه‌هایی است که استاد عرب‌زاده در تأسیس، ساماندهی یا مدیریت آنها نقش داشته است؛ از جمله کتابخانه دارالتبلیغ اسلامی، کتابخانه آیت‌الله العظمی گلپایگانی، کتابخانه مدرسه حقانی و دیگر مراکز علمی.

بنابراین وقتی کتاب را می‌خوانیم، فقط با زندگی یک فرد مواجه نیستیم؛ بلکه با بخشی از تاریخ شکل‌گیری و توسعه کتابخانه‌های حوزه علمیه قم نیز آشنا می‌شویم.

این موضوع برای من اهمیت ویژه‌ای داشت؛ چون کتابخانه‌هایی که امروز برای ما بخشی از منظره طبیعی فضای علمی قم هستند، زمانی باید ایجاد، سازماندهی، مدیریت و برای ادامه حیاتشان تلاش می‌شد. و آدم‌هایی مثل عرب‌زاده بخشی از این تاریخ را ساخته‌اند.

کتابی که مستند است، نه صرفاً ستایشگر

یکی از مهم‌ترین نقاط قوت کتاب از نظر من، مستند بودن روایت‌ها است. در کتاب با مجموعه‌ای از ادعاهای کلی درباره یک شخصیت مواجه نیستیم که صرفاً برای بزرگداشت او نوشته شده باشند. بسیاری از مطالب با ارجاع به کتاب‌ها، مقالات، اسناد و مصاحبه‌های انجام‌شده با استاد یا درباره او مستند شده‌اند.

این موضوع برای کتابی از این جنس بسیار مهم است. زندگی‌نامه‌های شخصیت‌های فرهنگی گاهی ممکن است به متنی ستایشگرانه تبدیل شوند که در آن همه‌چیز درباره شخصیت موردنظر مثبت است و کمتر می‌توان مرزی میان «واقعیت تاریخی» و «روایت تجلیل‌آمیز» پیدا کرد.

اما یکی از چیزهایی که در این کتاب برای من ارزشمند بود، تلاش برای مستندسازی روایت بود. به‌خصوص استفاده از خاطرات و گفته‌های خود استاد، به کتاب جان داده است. هر جا روایت از زبان خود عرب‌زاده ادامه پیدا می‌کند، خواننده احساس می‌کند فاصله‌اش با شخصیت اصلی کمتر شده است. این نقل‌قول‌ها باعث شده‌اند کتاب صرفاً گزارشی از زندگی یک فرد نباشد، بلکه بخشی از تجربه زیسته او نیز به خواننده منتقل شود.

کتابداری که کتابخانه را فقط یک ساختمان نمی‌دید

یکی از چیزهایی که هنگام خواندن کتاب برایم جالب بود، تصویری بود که از نگاه استاد عرب‌زاده به کتابخانه و کتابداری شکل می‌گرفت.

در روایت‌های مختلف کتاب، او صرفاً به عنوان فردی که مسئول اداره یک کتابخانه بوده معرفی نمی‌شود؛ بلکه کسی است که دائماً به دنبال بهبود عملکرد کتابخانه، شناخت نیاز کاربران، نظم دادن به فرایندها و توسعه خدمات بوده است.

توجه او به مراجعان کتابخانه یکی از نکاتی بود که برایم قابل توجه بود. برای او کتابخانه صرفاً محلی برای نگهداری کتاب نبود؛ کتابخانه زمانی معنا پیدا می‌کرد که بتواند نیاز علمی و پژوهشی مراجعه‌کننده را پاسخ دهد.

حتی راه‌اندازی بخش امانت کتابخانه دارالتبلیغ اسلامی و استقبال گسترده از آن، نمونه‌ای از همین نگاه است. جالب‌تر اینکه این امانت بدون دریافت حق عضویت راه‌اندازی شده بود. کتابخانه‌ای که امروز با عنوان کتابخانه عمومی دفتر تبلیغات اسلامی شناخته می‌شود و همچنان از معدود کتابخانه‌هایی است که برای استفاده از خدمات کتابخانه حق عضویت دریافت نمی‌کند. گاهی بعضی از سیاست‌های یک کتابخانه چنان با هویت آن عجین می‌شوند که سال‌ها بعد نیز ادامه پیدا می‌کنند.

وقتی کتابخانه‌ها آن‌قدر شلوغ بودند که مردم در خیابان منتظر می‌ماندند

یکی از بخش‌های کتاب که واقعاً برایم جذاب بود، در صفحه ۱۵ آمده است؛ جایی که استاد عرب‌زاده از وضعیت کتابخانه دارالتبلیغ اسلامی و استقبال گسترده از آن صحبت می‌کند. در آن دوره، با توجه به استقبال طلاب و پژوهشگران، ساعات فعالیت کتابخانه از هشت ساعت به دوازده ساعت و در برخی مقاطع حتی به شانزده ساعت در شبانه‌روز افزایش پیدا می‌کرد.

اما حتی این افزایش ساعت نیز همیشه پاسخگوی تعداد مراجعه‌کنندگان نبود. گاهی تعداد مراجعان آن‌قدر زیاد می‌شد که کتابخانه مجبور می‌شد موقتاً پذیرش افراد جدید را متوقف کند و درهای کتابخانه را ببندد. در این شرایط، گروهی از مراجعه‌کنندگان بیرون کتابخانه و در خیابان منتظر می‌ماندند تا تعدادی از مطالعه‌کنندگان خارج شوند و امکان ورود آنها فراهم شود.

در بخشی از خاطرات، حتی به این موضوع اشاره می‌شود که ازدحام مقابل کتابخانه به اندازه‌ای بود که عبور و مرور عابران و وسایل نقلیه در خیابان با دشواری مواجه می‌شد.

ما امروز در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که درباره کاهش مراجعه حضوری، تغییر رفتار اطلاعاتی کاربران، جست‌وجوی اینترنتی و دسترسی دیجیتال به منابع صحبت می‌کنیم. خواندن چنین خاطراتی پیرامون یک کتابخانه در چند دهه قبل، تصویر متفاوتی از فرهنگ مطالعه و جایگاه کتابخانه در آن دوره به ما می‌دهد. و شاید همین مقایسه‌هاست که ارزش تاریخ کتابداری را بیشتر آشکار می‌کند.

اهمیت مستندسازی

این بخش برای من که در حوزه مدیریت دانش فعالیت می‌کنم، اهمیت مضاعفی داشت. در بخش‌های مختلف کتاب می‌بینیم که استاد عرب‌زاده تلاش می‌کرد آمارها، اسناد، اتفاقات، نام افراد و اطلاعات مربوط به فعالیت کتابخانه را ثبت و نگهداری کند.

اما این موضوع در صفحه ۴۹ به‌طور ویژه مورد توجه قرار گرفته است. در کتاب درباره فعالیت‌های او در مستندسازی کتابخانه آمده است که استاد عرب‌زاده تلاش می‌کرد اسناد و مدارک مربوط به فعالیت‌های کتابخانه را حفظ کند و خاطرات، اتفاقات و نام افرادی را که به شکلی در فعالیت‌های کتابخانه نقش داشتند ثبت و ضبط کند.

این کار در نهایت به انتشار کتاب‌هایی درباره تاریخ کتابخانه نیز منجر شده است. نکته‌ای که برای من بسیار جالب بود این است که این مستندسازی فقط به خاطرات و اتفاقات محدود نشده بود. حتی آمار مراجعه‌کنندگان، اسامی اهداکنندگان، هزینه‌های جاری کتابخانه و حقوق کارکنان از زمان افتتاح کتابخانه تا اسفند ۱۳۹۲ به شکلی دقیق ثبت شده بود.

عرب‌زاده شاید این کار را با ادبیات امروزی «مدیریت دانش» نمی‌نامیده، اما در عمل بخشی از همان منطق را دنبال می‌کرده است: ثبت تجربه، حفظ مستندات، نگهداری سوابق و تبدیل تجربه فردی به یک دارایی قابل استفاده برای آیندگان. این بخش از کتاب برای من شاید یکی از آموزنده‌ترین قسمت‌ها بود.

یادگیری از دیگران؛ حتی برای یک کتابدار باتجربه

یکی دیگر از ویژگی‌های جالب استاد که در کتاب به آن اشاره شده، روحیه یادگیری و مشاهده تجربه دیگران است.

او برای اینکه بداند کتابداری و اداره کتابخانه در جاهای دیگر چگونه انجام می‌شود، به شهرهای مختلف سفر می‌کرد و از کتابخانه‌ها و فعالیت کتابداران دیگر بازدید می‌کرد.

این نکته برای من بسیار قابل توجه بود. گاهی افراد وقتی در یک حوزه به تجربه و سابقه می‌رسند، تصور می‌کنند دیگر نیازی به یادگیری از دیگران ندارند. اما عرب‌زاده حتی در جایگاه یک مدیر و کتابدار باتجربه، به دنبال دیدن تجربه‌های دیگران بوده است. می‌رفته، می‌دیده، مقایسه می‌کرده و ایده می‌گرفته. این ویژگی به نظرم یکی از همان تفاوت‌هایی است که یک مدیر کتابخانه معمولی را از یک مدیر اثرگذار جدا می‌کند.

مدیری که برای گرفتن حمایت، گزارش می‌داد

موضوع دیگری که در کتاب برایم جالب بود، توجه استاد عرب‌زاده به گزارش‌دهی از وضعیت کتابخانه بود. او مرتب وضعیت و پیشرفت فعالیت‌های کتابخانه را به مدیران و مسئولان بالادستی منتقل می‌کرد.

این کار از یک زاویه ساده به نظر می‌رسد، اما در مدیریت سازمانی بسیار مهم است. وقتی مدیر یک واحد نتواند نشان دهد چه کرده، چه مسئله‌ای دارد، چه پیشرفتی داشته و برای ادامه مسیر به چه منابعی نیاز دارد، احتمالاً نمی‌تواند حمایت لازم را نیز دریافت کند. بنابراین گزارش‌دادن برای عرب‌زاده صرفاً یک کار اداری نبوده؛ ابزاری برای ایجاد ارتباط با مدیران و جلب حمایت برای توسعه کتابخانه بوده است. این هم از آن نکاتی است که شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسد، اما وقتی کنار سایر ویژگی‌های مدیریتی او قرار می‌گیرد، تصویر جالبی از شیوه اداره کتابخانه به دست می‌دهد.

کتابی برای شناختن آدم‌هایی که تاریخ کتابداری را ساخته‌اند

شاید مهم‌ترین دستاورد این کتاب برای من، تغییر نگاه به مفهوم «مشاهیر کتاب» بود. سال‌ها اسم ابوالفضل عرب‌زاده را شنیده بودم. تقدیرها و بزرگداشت‌های مختلفی از او دیده بودم. اما همیشه یک سؤال در ذهنم وجود داشت: دقیقاً چه کاری کرده که این‌قدر مورد تقدیر قرار می‌گیرد؟

این کتاب پاسخ این سؤال را می‌دهد. وقتی می‌بینیم در راه‌اندازی و ساماندهی کتابخانه‌های مهم نقش داشته، خدمات کتابخانه‌ای را توسعه داده، برای مراجعان اهمیت قائل بوده، بخش امانت راه‌اندازی کرده، برای نظم کتابخانه تلاش کرده، به کارکنان توجه داشته، تجربه‌های دیگر کتابخانه‌ها را بررسی کرده، برای توسعه کتابخانه گزارش ارائه داده و مهم‌تر از همه، بخش بزرگی از تجربه و مستندات فعالیت‌هایش را ثبت و حفظ کرده است، تازه متوجه می‌شویم چرا چنین شخصیتی شایسته تقدیر است.

این شاید مهم‌ترین فایده کتاب باشد: اینکه به جای شنیدن یک نام، با کارنامه یک انسان آشنا می‌شویم. و این برای نسل ما و نسل‌های بعدی بسیار مهم است. چون اگر چنین کتاب‌هایی نوشته نشوند، ممکن است چند دهه بعد فقط نام افراد باقی بماند و کسی نداند آنها دقیقاً چه کرده‌اند.

چند نکته درباره ساختار و کیفیت کتاب

از نظر ساختاری نیز کتاب نقاط قوت قابل توجهی دارد.

کتابشناسی آثار استاد: در پایان کتاب، کتابشناسی آثار استاد عرب‌زاده ارائه شده است. این بخش برای خواننده‌ای که پس از آشنایی با شخصیت او بخواهد مطالب بیشتری بخواند، بسیار کاربردی است. مصاحبه‌های استاد نیز در کتاب آمده‌اند و این موضوع امکان مطالعه مستقیم‌تر دیدگاه‌ها و تجربه‌های او را فراهم می‌کند.

نمایه جامع: نمایه کتاب نیز از نقاط قوت آن است. وجود نمایه افراد، مکان‌ها و کتاب‌ها باعث می‌شود کتاب فقط برای یک بار خواندن نباشد و پژوهشگر بتواند بعدها نیز به‌راحتی مطالب موردنظر خود را پیدا کند. برای یک کتاب تاریخی و مستند، این ویژگی اهمیت زیادی دارد.

پی‌نوشت‌های مفید: پی‌نوشت‌های کتاب نیز بسیار خوب و پُر از اطلاعات تکمیلی هستند و به فهم بهتر متن کمک می‌کنند.

اما اگر بخواهم یک نکته انتقادی درباره کتاب بگویم، همین بخش است. پی‌نوشت‌ها به صورت یکجا در پایان کتاب آمده‌اند. از نظر من، اگر توضیحات در همان صفحه یا به شکل پانویس در پایین صفحات ارائه می‌شد، تجربه خواندن روان‌تر بود. در شکل فعلی، برای مطالعه توضیحات تکمیلی باید مدام به انتهای کتاب مراجعه کرد و شماره موردنظر را پیدا کرد و دوباره به متن اصلی برگشت. البته این بیشتر یک ترجیح در تجربه مطالعه است تا ایرادی محتوایی؛ چون خود پی‌نوشت‌ها بسیار ارزشمند و مفیدند.

طراحی کتاب: از نظر ظاهری نیز طرح جلد کتاب را دوست داشتم و وجود یک نشان ویژه کتاب نیز جزئیات جالبی بود که به هویت بصری اثر کمک کرده است.

چرا باید تاریخ کتابداری را بخوانیم؟

برای من، شاید مهم‌ترین پرسشی که بعد از تمام کردن این کتاب باقی ماند این بود که: چقدر از تاریخ کتابداری خودمان را می‌شناسیم؟

ما معمولاً درباره کتابخانه‌های امروز صحبت می‌کنیم؛ درباره تحول دیجیتال، هوش مصنوعی، کتابخانه‌های هوشمند، خدمات دیجیتال، مدیریت دانش و آینده کتابخانه‌ها. همه اینها مهم‌اند؛ اما اگر ندانیم قبل از ما چه کسانی کتابخانه‌ها را ساخته‌اند، چه مسائلی داشته‌اند، چه راه‌حل‌هایی پیدا کرده‌اند و چه تجربه‌هایی به دست آورده‌اند، بخش مهمی از دانش حرفه‌ای خودمان را از دست داده‌ایم.

تاریخ کتابداری فقط تاریخ ساختمان‌ها و مجموعه‌ها نیست. تاریخ تجربه انسان‌هایی است که کتابخانه‌ها را ساخته‌اند. و کتاب «مشاهیر کتاب ۲: ابوالفضل عرب‌زاده» دقیقاً از همین زاویه ارزشمند است. این کتاب به ما کمک می‌کند یکی از چهره‌های مهم کتابداری حوزوی ایران را نه فقط از طریق عنوان‌ها و تقدیرنامه‌ها، بلکه از طریق کارهایی که انجام داده است بشناسیم.

📚 مشاهیر کتاب ۲: ابوالفضل عرب‌زاده

نویسنده: بنت الهدی موحدی محب

ویراستار علمی: مجید جلیسه

ناشر: انتشارات وراقان

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *