تا امروز، وقتی از تاریخ کتاب و کتابداری در تمدن اسلامی سخن میگفتم، ذهنم بیشتر به سمت کتابداران، کاتبان، صحافان و عالمان میرفت. اما اخیراً با مفهوم جالبی آشنا شدم: «طبقه وراقان»؛ گروهی که شاید بتوان آنها را یکی از حلقههای فراموششده اما بسیار مهم در زنجیره حیات کتاب دانست.
وَرّاق در اصل به کسی گفته میشد که به حرفه «وراقت» اشتغال داشت؛ حرفهای که در دورههای نخست، بیش از هر چیز با استنساخ و کتابت، تصحیح و تجلید کتاب پیوند داشت. البته باید میان کسی که برای استفاده شخصی کتابی را رونویسی میکرد و وراق حرفهای تفاوت گذاشت؛ وراق کسی بود که این کار را برای دیگران و در برابر اجرت انجام میداد و از این راه امرار معاش میکرد.
اما اهمیت وراقان فقط در «رونویسی» نبود. آنها در واقع بخشی از زنجیره تولید، تکثیر و گردش دانش بودند؛ حلقه واسطی میان صاحب اثر، کتاب و خواننده. پژوهش مجتهدی و همکاران (1390) درباره آغاز حرفه وراقت نشان میدهد که این حرفه دستکم از نیمه دوم قرن اول هجری وجود داشته و نخستین وراقان عمدتاً با کتابت و تکثیر قرآن شناخته میشدند. برای مثال، از مطر بن طهمان وراق و مالک بن دینار به عنوان دو تن از نخستین کسانی یاد شده که به «ورّاق» شهرت یافتهاند. هر دو در بصره به کتابت قرآن اشتغال داشتند و مالک بن دینار از این راه درآمد کسب میکرد.
جالبتر اینکه وراقان بهتدریج چنان در حیات فرهنگی جامعه حضور پیدا کردند که در منابع، از «بازار وراقان» و حضور آنان در فضای عمومی شهر سخن گفته شده است.
وقتی به این پیشینه نگاه میکنم، عنوان «طبقه وراقان» برایم معنای گستردهتری پیدا میکند. وراقان را میتوان نمایندگان تاریخی مجموعهای از کتابداران، نسخهپردازان، صحافان، کتابشناسان و دیگر خادمان کتاب دانست؛ کسانی که شاید نامشان در بسیاری از مواقع در سایه مؤلف و عالم قرار گرفته، اما بدون تلاش آنان بخش بزرگی از دانش مکتوب به دست نسلهای بعد نمیرسید.
تمدن اسلامی را گاهی «تمدن کتاب» نامیدهاند؛ اما تمدن کتاب فقط با نویسندگان و عالمان ساخته نمیشود. در پشت هر کتاب، شبکهای از انسانها ایستادهاند که آن را مینوشتند، نسخهبرداری میکردند، تصحیح میکردند، میآراستند، جلد میکردند، میفروختند، نگهداری میکردند و به دست خواننده میرساندند.
شاید از این منظر، وراقان را بتوان واقعاً «کلیدداران علم» نامید؛ کسانی که کلید انتقال دانش از ذهن و قلم یک انسان به ذهن انسانهای بسیار دیگر را در دست داشتند.
منبع
مجتهدی,مهدی , بادکوبه هزاوه,احمد و معصومی,محسن . (1390). آغاز حرفۀ وراقت در میان مسلمانان. پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی, 44(2), 123-144.




دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.