مطالب توسط

کارکنان مدیرشان را ترک می‌کنند، نه سازمان را

مدتی پیش در وبیناری با عنوان «راهکارهای غیرمالی انگیزش و نگهداشت کارکنان و تقویت شیمی مثبت سازمان» با تدریس حمید فرهمند که به همت نشر برآیند برگزار شد، شرکت کردم.‎ آنچه بیش از همه برای من جذاب بود، تأکید بر این نکته بود که برای نگهداشت کارکنان، همیشه پاسخ را نباید در افزایش حقوق و […]

طبقه وراقان؛ کلیدداران علم

تا امروز، وقتی از تاریخ کتاب و کتابداری در تمدن اسلامی سخن می‌گفتم، ذهنم بیشتر به سمت کتابداران، کاتبان، صحافان و عالمان می‌رفت.‎ اما اخیراً با مفهوم جالبی آشنا شدم:‎ «طبقه وراقان»؛ گروهی که شاید بتوان آنها را یکی از حلقه‌های فراموش‌شده اما بسیار مهم در زنجیره حیات کتاب دانست.‎

نگاهی به کتاب «ابوالفضل عرب‌زاده»

دیروز در جلسه رونمایی از کتاب «مشاهیر کتاب ۲: ابوالفضل عرب‌زاده» شرکت کردم. کتابی که به زندگی، اندیشه‌ها و فعالیت‌های فرهنگی و کتابداری استاد ابوالفضل عرب‌زاده می‌پردازد؛ یکی از چهره‌های شناخته‌شده کتابداری حوزوی ایران که در شکل‌گیری و توسعه چندین کتابخانه مهم در قم نقش داشته است.

وقتی کار اصلی روی زمین مانده است

بسیاری از سازمان‌ها به‌جای حل مسئله اصلی خود، به سراغ ایده‌ها و کارکردهای جانبی می‌روند.‎ در این یادداشت، با تمرکز بر تجربه کتابخانه‌های عمومی، درباره اهمیت شناخت «کار اصلی» و پرهیز از غفلت از مأموریت اصلی سازمان نوشته‌ام.‎

«دژنبشت»؛ روایتی از نقش کتاب و کتابخانه در روزهای جنگ

مجموعه برنامه تلویزیونی «دژنبشت» با موضوع نقش کتاب، کتابخانه و خواندن در روزهای جنگ و بحران، به همت انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی استان قم در حال تولید است؛ برنامه‌ای که تلاش می‌کند از زاویه‌ای کمتر دیده‌شده به تجربه جنگ نگاه کند و جایگاه کتاب و کتابخانه را در حفظ امید، تاب‌آوری، حافظه فرهنگی و پیوندهای […]

,

اینفلوئنسرها؛ ظرفیتی که کتابخانه‌ها هنوز جدی نگرفته‌اند

یکی از اشتباه‌هایی که گاهی در کتابخانه‌ها مرتکب می‌شویم این است که تصور می‌کنیم معرفی کتابخانه فقط با بودجه‌های تبلیغاتی امکان‌پذیر است؛ در حالی که بسیاری از مؤثرترین تبلیغات، حتی یک ریال هم هزینه ندارند.‎

این چه زندگی است که ما داریم؟ عشق به وطن چقدر گران تمام می‌شود.

اوریانا فالاچی، روزنامه‌نگار برجسته ایتالیایی، کتاب «زندگی، جنگ و دیگر هیچ» را در پاسخ به پرسش خواهر کوچکش نوشت که از او پرسیده بود:‌ «زندگی یعنی چه؟» او پس از تجربه جنگ ویتنام، پاسخش را چنین یافت:‌ «زندگی یعنی اینکه به چیزی ایمان داشته باشی و به خاطرش بجنگی.»