چند سال پیش، زمانی که من در اواخر دوران کارشناسی بودم و دکتر عیسی زارعی مدرس دانشگاه قم هم در مقطع دکتری تحصیل می کردند، تصمیم گرفتم تا از طرف نشریه الکترونیکی کتابدار 2 مصاحبه ای با دکتر زارعی داشته باشم. امروز به بهانه سالگرد تولد استاد عزیزم شمارا به خواندن این مصاحبه جذاب دعوت می کنم.

ادامه مطلب

یکی از ایمیل هایی که معمولا هر ماه دریافت می کنم درخواست منابع فارسی و لاتین با موضوع کتابخانه سبز است. از آنجایی که پاسخ دادن و ارسال مقالات هر بار وقت‌گیر است تصمیم گرفتم تا مقالاتی را که تاکنون در این حوزه جمع آوری کرده ام را در قالب دو فایل به صورت زیپ دراختیار پژوهشگران و دانشجویان قرار دهم. با کلیک بر روی لینک های زیر می توانید به این دو فایل دسترسی داشته باشید.

ادامه مطلب

کتاب راز های پولسازی از اینستاگرام نوشته جرمی مک گیلوری در سال 1397 با ترجمه محمدرضا عمرانی توسط انتشارات نگاه نوین منتشر شده است. این کتاب همچنین از مجموعه کتاب هایی است که با همکاری باشگاه الیت و مجموعه ثروتمندان خودساخته که در سال های اخیر بسیاری از کتاب های بازاریابی و موفقیت را ترجمه کرده اند منتشر شده است.

پیش از این دو کتاب کسب و کار اینستاگرامی و چگونه در اینستاگرام پول در بیاوریم؟ را در زمینه بازاریابی اینستاگرام در همین وبلاگ معرفی کرده بودم. در مقایسه با آن دو کتاب، از نظر من کتاب راز های پولسازی از اینستاگرام از نظر محتوایی بسیار کامل تر، جامع تر بود. به عبارت دیگر می توان گفت که این کتاب تقریبا همه مطالب آن دو کتاب را به اضافه بسیاری مطالب مفید دیگر را شامل می شد. از جمله بخش های مهم در این کتاب که در سایر کتاب های این حوزه وجود نداشت، اختصاص بخش های زیادی به استراتژی بازاریابی در اینستاگرام، روش های شات اوت و تبلیغات در اینستاگرام بود که به طور مفصل در این کتاب به آنها پرداخته شده بود. همچنین در چند بخش روش های بازاریابی در اینستاگرام، فروش محصولات فیزیکی و دیجیتالی و کسب درآمد از طریق اینستاگرام به صورت کاربردی و کامل ارائه شده بود. همچنین مزیت بزرگ دیگر کتاب نسبت به سایر کتابها، در ترجمه روان، ویراستاری و صفحه آرایی بسیار خوب آن بود. در مجموع از نظر من، اگر بخواهید با خواندن تنها یک کتاب در بازاریابی اینستاگرام خود تحول ایجاد کنید، آن کتاب راز های پولسازی از اینستاگرام اثر جرمی مک گیلوری خواهد بود.

کتاب در ابتدا پیشگفتاری درباره مزیت های اینستاگرام نسبت به سایر شبکه های اجتماعی ارائه کرده است که به شناخت بیشتر مخاطب نسبت به این شبکه اجتماعی کمک می کند.

آنچه اینستاگرام را منحصر به فرد می کند ماهیت و طراحی ساده آن است. هیچ دکمه آزاردهنده، ویژگی های زیادی، پیوند های ناقص و پنجره های مزاحمی در اینستاگرام وجود ندارد (ص22).

سپس فصل به فصل نکات و ترفند های بازاریابی در اینستاگرام شرح داده شده است. در ادامه عناوین فصل های این کتاب را مشاهده می کنید:

فصل1: محیط اینستاگرام: قواعد بازی

فصل 2: نه گام برای انتخاب نام اینستاگرامی بی نقص

فصل 3: لوگوی اینستاگرام شما؛ تصویر کوچک، تاثیر بزرگ

فصل 4: شیوه ساختن بیو یا پروفایلی که خریداران را جذب کند

فصل 5: دستبرد به صفحه های اینستاگرام: چگونه به شکل اخلاقی در صفحه های بزرگ جاسوسی کنیم و کارهایشان را بدزدیم؟

فصل 6: شیوه انتخاب یک جایگاه بی نقص… و محتوایی ارائه دهید که فالوئر هایتان را به هواداران تمام عیار و مشتریان سودآور تبدیل کند

فصل 7: چگونه در کمتر از پنج دقیقه در روز، جریان مداومی از تصاویر تعاملی باکیفیت خلق کنیم؟

فصل 8: چگونه تبلیغ ها و پست های اینستاگرام تان را برای به دست آوردن حداکثر تعامل و کسب فالوئر و خریدار زمان بندی کنید؟

فصل 9: سرقت هویت اینستاگرام: سرقت شدن یعنی در مسیر درست هستید

فصل 10: تبلیغ ها و افراد تاثیرگذار اینستاگرام: چه کنید که کاربران مشهور اینستاگرام، صفحه و محصولتان را تبلیغ کنند؟

فصل 11: تند کردن آتش: چگونه جامعه فالوئر هایتان را پرورش دهید و گروه های تعامل را اهرم سازی کنید؟

فصل 12: تصاویری که اسکرول را متوقف می کنند: استراتژی های پیشرفته تولید پست برای افزایش تعامل، وفاداری فالوئر و فروش

فصل 13: ویدیو های اینستاگرامی: اسلحه ی مخفی شما برای تعامل، ایجاد فروش و پربازدید شدن

فصل 14: چگونه کپشن هایی بنویسیم که فالوئر های مان را وادار به اقدام کنند؟

فصل 15: دروغ هشتگ: چرا هشتگ بیشتر بهتر نیست، چطور هشتگ درست را پیدا کنیم و چند تا از آنها را به کار ببریم؟

فصل 16: فالوئر را به خریدار تبدیل کنید: شیوه خلق لینک هایی که باعث کلیک می شوند

فصل 17: خودکار سازی اینستاگرام: چگونه از نرم افزاری استفاده کنیم که زحمت زیاد را از سر راه رشد صفحه شما بردارد؛ بدون اینکه خطر بسته شدن حسابتان وجود داشته باشد؟

فصل 18: تبدیل فالوئر به پول، بخش اول: چگونه کالای دیجیتالی را برای فروش در اینستاگرام تولید کنیم؟

فصل 19: تبدیل فالوئر به پول، بخش دو: فروش کالا های فیزیکی و دیجیتالی در اینستاگرام

فصل 20: تبدیل فالوئر به پول، بخش سه: بازاریابی رابطه مند، بی کالا، بی وب سایت، بی مشکل

فصل 21: هشتمین شگفتی جهان: خودکارسازی بازاریابی آنلاین، پول در آوردن هنگام خواب

فصل 22: نتیج گیری: تبلیغ ها را به ثروت تبدیل کنید

 

کتاب در بسیاری از موارد بسیار مختصر و مفید بود و از ارائه مطالب غیرکاربردی پرهیز کرده بود. همچنین در هر بخش ترفند های بسیار ساده اما کاربردی را که خود نویسنده از طریق تجربه آنها را کسب کرده بود اضافه کرده بود که از نظر من این ترفند ها به افراد فعال در این حوزه بسیار کمک خواهند کرد. همچنین نکته مهم دیگر در مورد کتاب معرفی ابزار ها و وبسایت های رایگان و مفید برای بازاریابی در اینستاگرام بود که متناسب با هر بخش معرفی شده بود.

 

بخش هایی از کتاب:

پست گذاری گاه به گاه و بی ثباتی به درد اینجا نمی خورد. اگر می خواهید در اینستاگرام موفق شوید، لازم است به انجام کار روزانه برای صفحه اینستاگرامتان متعهد شوید. برای چند ماه اول مجبور خواهید بود به شدت کار و فعالیت کنید ولی وقتی کار کنید همه چیز راحت تر خواهد شد و شما می توانید به اهداف بزرگتری فکر کنید(ص37).

 

نام اینستاگرام شما شبیه به اسم دامنه وبسایت ها در این روز هاست. مردم وقتی دنبال شما می گردند اسمتان باید قابل شناسایی باشد و به سرعت ظاهر شود. مردم باید نامتان را بخوانند و بلافاصله نظر مثبتی درباره چیستی برند شما داشته باشند(ص46).

 

هیچ چیز بیشتر از محتوایی که پست می کنید در رشد طبیعی شما در اینستاگرام نقش نخواهد داشت. به همین خاطر لازم است جایگاهی را هدف بگیرید که کاملا مناسب باشد. نه آنقدر خودتان را محدود کنید که تعداد کمی به شما علاقه مند شوند و نه آنقدر گسترده عمل کنید که هدفتان برای کسانی که اولین بار از صفحه تان دیدن می کنند، مبهم به نظر برسد (ص75-76).

 

فالوئر هایتان هر روز در اینستاگرام خواهند بود و انتظار دارند شما هم مرتب محتوا ارائه کنید. اگر کم کاری کنید و پست نگذارید نرخ تعاملتان به شکل تصاعدی افت خواهد کرد. بعد از چنین اتفاقی ده برابر کار بیشتر احتیاج است تا از آن شیب بالا بروید و به جای قبلی تان برگردید. بنابراین مطمئن شوید که ثابت قدم می مانید(ص81).

 

در تصاویر و کپشن هایان با استفاده از پیام هایی که فالوئر ها را به انجام یک عمل ساده تشویق می کنند، افراد را وادارید که پست هایتان را لایک کنند وآن پست را با افرادی که به زعم آنها با پیام شما موافق هستند به اشتراک بگذارند. جمله های ساده ای مثل «اگر موافقید دوبار ضربه بزنید» یا «کسی را تگ کنید که …» نرخ تعامل را بالا می برند به شرط اینکه فالوئر های شما و دوستان شما به آنها ربط داشته باشند(135).

 

کاری کنید که فالوئر ها نگاهی به دفتر کاریتان بیندازند؛ یکی از روز های کاری در زندگی تان را نشان شان دهید.

 

گیلوری، جرمی مک (1397). راز های پولسازی از اینستاگرام. ترجمه محمدرضا عمرانی. تهران: نگاه نوین.

Instagram Secrets: The Underground Playbook for Growing Your Following Fast, Driving Massive Traffic & Generating Predictable Profits Paperback by Jeremy McGilvrey

 

هنگامی که دریانوردان در شب اردو میزنند، اولین گروهی که غذا می خورند سربازان رده پایین هستند. بعد مقامات ارشد شروع به خوردن غذا می کنند و در نهایت رهبران آخرین گروهی هستند که غذا می خورند. اگر غذا به اندازه کافی وجود نداشته باشد، این رهبران هستند که چیزی برای خوردن گیرشان نمی آید نه سربازان رده پایین.

ادامه مطلب

تقریبا 15 سالی هست که مشتری ثابت ویدیو کلوپ محلمان هستم. البته الان 8 سالی می‌شود که مغازه‌شان آمده همین پایین خانه خودمان. صاحبانش دو برادر هستند که یکیشان میانسال است و دیگری جوانتر.  بار اصلی کار‌‌های کلوپ هم بر دوش همان برادر جوان است که فیلم بازی است برای خودش. اینکه می‌گویم فیلم باز یعنی اینطور که هر فیلمی که برایشان می آید، شب قبلش آن را دیده و سی دی اش را رایت کرده و می آورد کلوپ برای مشتریانش. تقریبا ذائقه مشتریان ثابتش را هم می داند و نیازی نیست که هر بار به او یادآوری کنم که یک فیلم اکشنی میخوام که البته خیلی تخیلی نباشد و داستان خوبی داشته باشد و اگر کمی دستمایه کمدی هم داشته باشد که چه بهتر! معمولا چند فیلم می‌گذارد جلویم و شروع می‌کند به توضیح دادن که هر کدامشان چطوری هستند. و کمتر پیش می‌آید که فیلم هایی که معرفی می‌کند، آنطور که میخواهم نباشد. شاید به همین علت است که در همه این سال ها و با وجود سایت‌های دانلود فیلم و البته ویدیوکلوپ های اینترنتی جدید نظیر فیلمو و نماوا، از رونق کارش کم نشده است.

بدون شک یکی از وظایف مهم ما به عنوان کتابدار در کتابخانه، مشاوره خواندن است. اینکه کتاب‌ها را خوانده باشیم تا بتوانیم مشاوره خواندن بدهیم و کاربرانمان را مشتاق کنیم برای گرفتن کتاب پیشنهادی بعدی. این داستان مشاوره خواندن آنقدر جدی است که کسب و کار های نوپایی مثل جیره کتاب راه افتادند که فقط کارشان همین است که سلیقه شما را بفهمند و بهتان کتاب معرفی کنند و مشتریان خاص خودشان را هم دارند.

برای آنکه بتوانیم مشاوران خوبی برای کاربرانمان باشیم و بهتر به آنها کتاب معرفی کنیم در درجه اول بهتر است که خودمان اهل کتاب خواندن باشیم. مدتی پیش هدایت الله بهبودی میهمان برنامه کتاب باز بود. وقتی سروش صحت از او پرسید که چه مطالبی و در چه حوزه‌هایی مطالعه می‌کند پاسخ داد که مطالعه با توجه به هدف آن، می تواند جنبه‌های مختلفی داشته باشد؛ مطالعه برای سرگرمی، برای لذت و یا مطالعه به عنوان ابزار کار. بهبودی توضیح داد که برای مثال اخیرا برای کاری، مجبور شده است که شماره های چهار سال از یکی از روزنامه های دوران قاجار را مطالعه کند، درحالی که هیچ لذتی از آن نمی برد. به عبارت دیگر او می‌گوید که گاهی مجبور است مطالبی را که مطالعه می‌کند که مورد علاقه‌اش نیست و اساسا اگر دست خودش بود هیچ وقت آنها را نمی‌خواند یا احتمالا از چند فرسخیشان هم رد نمی شد؛ اما به واسطه کارش باید در آن زمینه مطالعاتی داشته باشد. پس می‌شود گفت که کتاب خواندن برای ما کتابداران هم ابزار کار محسوب می‌شود. البته همانطور که در کتاب «چگونه درباره کتاب‌هایی که نخوانده ایم حرف بزنیم» گفته شده، ما نمی‌توانیم همه کتاب ها را بخوانیم و با انتخاب یک کتاب، عملا انگار که کتاب های دیگر را کنار گذاشته‌ایم؛ پس کتابداران می‌توانند تنها به تورق کردن کتاب‌ها و آشنایی با ایده اصلی آنها بسنده کنند.

با این حال ظاهرا در کتابخانه‌ها خیلی این موضوع جدی گرفته نمی‌شود. البته این هم بستگی به علاقه کتابدار به کارش دارد و اینکه چقدر خودش اهل مطالعه است؛ و خب طبیعی هست که مثل هر شغل دیگری در کار ما هم هستند افرادی که از اساس با این کار بیگانه اند. برای مثال مدتی پیش در یکی از مقالات کتاب مجموعه مقالات همایش ملی کتابخانه‌های عمومی عوامل و موانع جذب و توسعه مخاطب با عنوان «کنکاشی در عوامل جذب و توسعه مخاطب در کتابخانه‌های عمومی از دیدگاه کاربران کرمانشاهی» مطلب زیر از قول کاربران کتابخانه‌های عمومی ذکر شده بود:

«از کتابدار که می‌پرسم فلان کتاب مشهور از نویسنده مشهور…. دارید؟ میگه من اصلا نمی شناسم! کتابدار‌ها باید خودشون از نظر اطلاعات قوی باشن. انتظار نداریم همه کتاب‌هارو بخونن اما انتظار داریم وقتی اونجا نشسته حداقل کتاب‌های مشهور رو بشناسه و درست راهنمایی کنه.»

همانطور که در این نقل قول مشخص است، این انتظار از سوی کاربران از کتابداران وجود دارد که حداقل نسبت به کتاب‌های شناخته شده اطلاعات کافی را داشته باشند. البته این موضوع در همه کتابخانه‌ها مهم است اما به نظر من در کتابخانه‌های عمومی اهمیتش بیشتر هم می‌شود. مخصوصا در مورد کتاب‌های با موضوعات عمومی‌تر و همه پسند‌تر مثل رمان، داستان، روانشناسی موفقیت و فلسفه و… و آنقدر جدی است که حتی اگر خودتان از چشم کاربران قایم کنید؛ می‌آیند سراغتان و از شما می‌خواهند که یک کتاب خوب بهشان معرفی کنید!

خلاصه که من هم اوایل خیلی در این مخمصه گرفتار شدم و چون نمی توانستم بهشان بگویم این وظیفه من نیست و همه کتاب‌هایمان خوب است برو یکی را بردار! کم کم فهمیدم باید با مسلح باشم. این شد که میز کتاب های پرمخاطب و نمایشگاه‌های روی در و دیوار کتابخانه را با کتاب‌های خوب (که خیلی‌هایشان را هم نخوانده بودم اما در مورد آنها شنیده بودم) و پرفروش‌های نشر پر می‌کردم که اگر پرسیدند به سمت آنها راهنمایشان کنم( انصافا همین کار را هم بعضی ها نمی‌کنند) اما خیلی افاقه نکرد چون آنها یک قدم جلوتر می آمدند و می‌گفتند خب داستان این چیست؟ این در مورد چیه؟ و از همه بدتر اینکه خودتان اینو خوندید!؟ من هم چون نمی‌توانستم دروغ بگویم و حتی اگر می‌خواستم بگویم احتمال اینکه لو بروم زیاد بود. برای همین این بار آمدم و لا به لای این کتاب‌های پر‌مخاطب آنهایی را که خودم خوانده بودم را هم گذاشتم. حالا دیگر اعتماد به نفسم بیشتر شده بود و اگر می‌پرسیدند با سری بلند می‌گفتم بله اینها هستند که این داستانش اینگونه است و…

اوضاع کمی بهتر شد اما هر چه جلوتر می‌رفتم به پیچیدگی‌های جدیدی می‌رسیدم. مثل اینکه سلیقه افراد در کتاب خواندن گاهی خیلی متفاوت است. مثلا کتابی که من عاشقش بودم و با کلی ذوق و شوق برای کاربر توصیف می‌کردم را سری بعد می‌آورد و میگفت اصلا خوب نبود! و تصور کنید که چقدر سخت است که کسی صاف صاف توی چشمانتان نگاه کند و به کتاب مورد علاقه تان بدو بیراه بگوید! یا اینکه معرفی کتاب با توجه به سن و جنسیت کمی فرق می‌کند. مثلا زنان خانه دار معمولا داستان‌های فارسی و عاشقانه خیلی دوست دارند و به همان نسبت اگه بهترین کتاب خارجی را هم بهشان معرفی کنی خوششان نمی‌آید و می‌روند سراغ همان میم مودب‌پور خودشان! البته این وسط کم هم نبودند افرادی که از کتاب‌هایی که معرفی می‌کردم راضی بودند و دفعه بعد هم صاف می‌آمدند سراغ خودم که یکی دیگه تو همین مایه‌ها چی سراغ داری؟!

و خلاصه بعد از یک مدت میز پرامانت‌هایمان که فقط اسمش پر امانت‌ها بود و معمولا براساس سلیقه خودمان پرش می‌کردیم رونق خوبی گرفت انقدر که روزی دو سه بار خالی می‌شد و دوباره با کتاب‌های خوب پرش میکردیم. اما همه اینها که گفتم مربوط به کاربرانی می شد که یا تازه میخواستند کتاب خوانی را شروع کنند (و جای چند سال پیش خودم بودند که تازه آمدم کتابخانه و کتابدار کتابخانه جین ایر را بهم معرفی کرد و با همان عاشق کتاب شدم) و یا آنهایی که هم سطح خودم بودند و باز هم می توانستم از پس معرفی کتاب بهشان بربیایم. ولی خدا نصیبتان نکند این کاربرانی را که خودشان خوره کتابند و انقدر خوانده اند که هر چه معرفی می کنید را حداقل 5 بار خواندند و کهنه کردند! پیشنهاد من برای این مدل کاربران این است که بهشان چیزی معرفی نکنید چون بی فایده است! بلکه بشینید پای صحبتشان و ازشان بخواهید که به شما کتاب معرفی کنند و حسابی از این گفت و گو لذت ببرید و در آخر کتاب‌های معرفی شده‌اشان را هم به میز پر امانت‌ها اضافه کنید!. از جمله این نوع کاربران در کتابخانه ما دو مرد حدود 50 ساله هستند که هر بار با هم به کتابخانه می‌آیند و می‌روند سراغ کتاب های اقتصاد و علوم اجتماعی و هر کدام حداقل پنج کتاب انتخاب می‌کنند. دفعه بعدی که می‌آیند هر کدام به آن یکی می‌گوید که از این چند کتابی که این بار خوانده کدامش خوب بوده و به دوستش پیشنهاد می‌کند که حتما بخواند و من که همیشه شاهد این مکالماتشان هستم حسابی به خودشان و دوستیشان حسودی می‌کنم. البته در کتابخانه‌ها کم نیستند از این دست کاربران پرخوان و ژرف خوان. بسیاری از آنها در حوزه مطالعات خودشان به جایی رسیده‌اند که احتمالا می‌توانند به کسانی که به آن حوزه علاقه دارند، راهنمای خوبی برای مطالعه در آن حوزه باشند و این یکی از پتانسیل‌هایی است که ما در کتابخانه‌ها چندان به آن توجه نکردیم. برای مثال اخیرا وبیناری دیدم که در آن یکی از متخصصان حوزه بازاریابی و تبلیغات به معرفی کتاب‌های این حوزه و مشاوره خواندن به علاقه مندان در این حوزه پرداخته بود. کتابخانه‌ها نیز می‌توانند با استفاده از این پتانسیل برخی از کاربرانشان، برنامه‌هایی را در جهت مشاوره خواندن ترتیب دهند.

 

——————————————————————————————————

  1. بایار، پی‌یر (1395). چگونه درباره کتاب هایی که نخوانده ایم حرف بزنیم؟. ترجمه محمد معماریان و مینا مزرعه فراهانی. تهران: ترجمان.
  2. یاری شیوا؛ و اجاقی رضوان. (1394). کنکاشی در عوامل جذب و توسعه مخاطب در کتابخانه های عمومی از دیدگاه کاربران کرمانشاهی. ارائه شده در همایش ملی کتابخانه های عمومی عوامل و موانع جذب و توسعه مخاطب.

 

منتشر شده در ستون گاهی دور گاهی نزدیک خبرگزاری لیزنا