بسیاری از ما روابط عمومی را با انتشار خبر، پوشش مراسم و اطلاع‌رسانی می‌شناسیم؛ در حالی که اگر عمیق‌تر نگاه کنیم، روابط عمومی یکی از مهم‌ترین نهادهای شکل‌دهنده حافظه سازمانی و حافظه جمعی است.‎ آنچه امروز در قالب یک خبر، گزارش یا روایت ثبت می‌شود، فردا به سندی تاریخی تبدیل خواهد شد که پژوهشگران، مدیران و نسل‌های بعد برای فهم گذشته به آن رجوع می‌کنند.‎

در مدیریت دانش، همواره بر این نکته تأکید می‌شود که ارزشمندترین سرمایه سازمان‌ها، دانشی است که در ذهن افراد نهفته است؛ دانشی که اگر ثبت نشود، با جابه‌جایی، بازنشستگی یا حتی از دست رفتن افراد، برای همیشه از میان خواهد رفت.‎ روابط عمومی دقیقاً در همین نقطه می‌تواند نقش‌آفرین باشد.‎ هر خبر، اگر صرفاً به اعلام زمان، مکان و اسامی محدود شود، تنها یک اطلاعیه مصرفی است؛ اما اگر بتواند اندیشه‌ها، استدلال‌ها، تجربه‌ها، خاطرات و روایت‌های مطرح‌شده در یک رویداد را ثبت کند، به یک منبع دانشی ارزشمند تبدیل خواهد شد.‎

نمونه‌ای روشن از این موضوع، سخنرانی زنده‌یاد پوری سلطانی با عنوان «در ستایش کم‌خوانی» است.‎ اگر متن آن سخنرانی (که به مناسبت هفته کتاب در ۲۸ آبان ۱۳۵۶ در کتابخانه ملاصدرای دانشگاه پهلوی شیراز ایراد شد) ثبت و منتشر نمی‌شد، امروز بخش مهمی از نگاه انتقادی و اندیشه‌های او درباره فرهنگ مطالعه در دسترس ما نبود.‎ آنچه امروز می‌خوانیم، صرفاً گزارش یک نشست نیست؛ بلکه میراث فکری یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های کتابداری ایران است که به واسطه ثبت و مستندسازی، از مرز زمان عبور کرده است.‎

مدتی پیش که مسئولیت روابط عمومی اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان قم را بر عهده داشتم، این نگاه را از مدیری آموختم که خود پیشینه‌ای جدی در خبرنگاری و روابط عمومی داشت؛ مهدی توکلیان. او همواره تأکید می‌کرد که خبر نباید تنها به چند جمله کلیشه‌ای درباره برگزاری یک برنامه محدود شود.‎ از نگاه او، باید تا حد امکان همه نکات مهم یک سخنرانی ثبت شود؛ حتی خاطره‌ای که یک سخنران در میان صحبت‌هایش نقل می‌کند، ممکن است سال‌ها بعد ارزش خبری، پژوهشی یا آموزشی پیدا کند.‎ آن روزها شاید این وسواس در ثبت جزئیات برای برخی عجیب به نظر می‌رسید، اما امروز که از دریچه مدیریت دانش به موضوع نگاه می‌کنم، می‌بینم آن توصیه‌ها چیزی جز تلاش برای حفظ دانش سازمانی نبود.‎

امروز نیز با گسترش هوش مصنوعی و ابزارهای جست‌وجوی معنایی، اهمیت این موضوع دوچندان شده است.‎ هرچه گزارش‌ها کامل‌تر، دقیق‌تر و غنی‌تر باشند، امکان بازیابی، تحلیل و استفاده دوباره از آن‌ها بیشتر خواهد بود.‎ خبرهای کوتاه و کلی، تنها برای همان روز کاربرد دارند؛ اما گزارش‌های مستند و پرمحتوا، سال‌ها بعد نیز می‌توانند الهام‌بخش، مرجع و منبع یادگیری باشند.‎

شاید زمان آن رسیده باشد که روابط عمومی‌ها، در کنار نقش اطلاع‌رسانی، خود را مدیران حافظه سازمانی نیز بدانند.‎ زیرا آنچه امروز ثبت می‌کنند، تنها خبر یک رویداد نیست؛ بلکه بخشی از تاریخ، تجربه و دانش یک سازمان است که برای آیندگان به یادگار خواهد ماند.‎

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *