مطالب توسط

مقالات مهم و اثرگذار علوم انسانی و اجتماعی پس از انقلاب

شماره 29 نشریه سیاست نامه که در زمستان 1402 منتشر شده است، نتایج نظرسنجی از اساتید و پژوهشگران علوم انسانی و اجتماعی پیرامون مهمترین و اثرگذارترین مقالات این حوزه در 45 سال اخیر را منتشر کرده است.

آینده کتابخانه های عمومی؛ فرصت تعامل جوامع محلی

ریوکا ساس، مدیر کتابخانۀ عمومی ساکرامنتو در سخنرانی در سال 2010 با موضوع «آیندۀ کتابخانه‌های عمومی»، ویژگی هایی برای کتابخانه های عمومی در آینده را شرح می دهد که بازخوانی آن در سال 2024 نکات جالبی را دربردارد.

«جای پای او»؛ روایت ترویج کتاب بدون بخشنامه و با الاغ

مستند «جای پای او» به کارگردانی افشین ایمانی و محمدجواد رئیسی، به ترویج کتاب و کتابخوانی و اقدامات فرهنگی یک مدیر مدرسه در روستای کوچک مارشک در اطراف مشهد اختصاص دارد.

نگاهی دیگرگون به کتاب «عادات و آداب روزانه بزرگان» مِیسن کِری؛ پیاده‌روی و خلاقیت

اگر بپذیریم که یکی از راه‌های موفقیت، طی کردن مسیر افراد موفق و الگو گرفتن از آنهاست، دانستن این‌که عادات و آداب انسان‌های موفق در زندگی روزمره چه بوده، اهمیت پیدا می‌کند.

دختری که کتاب می‌خواند، خلاصه می‌کرد و نقاشی می‌کشید

مدتی پیش، مرضیه نفری، مسئول کتابخانه عمومی امام صادق (علیه السلام) قم دفتری از یکی از اعضای کتابخانه را به اتاقم آورد که از مدتها پیش کتاب هایی را که می خوانده در آن ثبت می کرده و درباره اش نقاشی می کشید. سوژه جذابی بود و من هم چند عکس از دفتر را برای […]

چگونه بهتر و بیشتر کتاب بخریم؟

احسان رضایی در کتاب آداب کتاب‌خواری، فصلی دارد در چگونگی خرید کتاب، بهتر و بیشتر خریدن آن. خریدن کتاب یکی از جذاب‌ترین مراحل فرایند خواندن (خرید، مطالعه و گفتگو پیرامون کتاب) است و حتی گاهی آنقدر جذاب می‌شود که بقیه فرایند را .تحت الشعاع قرار می‌دهد؛ به نوعی که فرد کتابخوان خیلی بیشتر از آنکه […]

دیدار با منصور ضابطیان

تقریبا از ابتدای کرونا، مشتری پروپاقرص کتاب های منصور ضابطیان بودم. در بیش از دو سالی که سفر نرفتم، با کتاب های او، تجربه سفر رفتن به مکان های دوردست را لمس کردم. نثر پخته، روان و ساده و نگاه جامعه شناسانه و انسان شناسانه او در مواجهه با فرهنگ و روابط اجتماعی، نوشته های […]

کرونا و فرصتی هایی که شاید از دست رفت

ظهر بود و داشتم ماشینم رو از پارکینگ اداره بیرون می آوردم که چشمم به پیرمرد افتاد. چهره اش برایم آشنا بود اما نمیدونستم کجا دیدمش. داشت با همکارام صحبت می کرد. من رو که دیدند اشاره ای به سمت من کردند. کنجکاو شدم که بببینم ماجرا چیه برای همین پیاده شدم و رفتم سمتشون.

همه چیز خوب است

وقتی سه ساله بودم، پدرم تراکتور جان دیری داشت. جلو ماشین برای شخم‌زنی مناسب بود، در قسمت جلو یک ردیف دندانه بلند و بیل مانند و در هر سوی ماشین شش دندانه وجود داشت. این دندانه‌ها چند سانتی‌متر با زمین فاصله داشتند، ضامنشان را می‌کشیدی تا در خاک سفت فرو بروند و خاکی نرم و […]

در مظلَمَت این اسراف شریک نباشیم!

سفیان ثوری روزی با یکی به درِ سرای محتشمی می‌گذشت. آن کس بر آن ایوان نگرست. او را نهی کرد، بدو گفت: « اگر شما در آنجا نگه نمی کردتی، ایشان چندین اسراف نکردندی. پس چون شما نظر می‌کنید، شریک باشید در مظلَمَت این اسراف.»